تبليغاتX
×× عکسباران و مطلب خواندنی

×× عکسباران و مطلب خواندنی

مطالب مفید برای شما

 

 برای سبز کردن سبزه گندم، جو، ماش و عدس هر کدام را که خواستیم خیس کرده یکی دو شب، چند بار آبش را عوض می کنیم تا ترش نشود بعد از اینکه کمی جوانه بسیار کوچک در آورد داخل دستمال نخی مرطوب نگهداری می کنیم تا جوانه درآمده و نوک آن کمی سبز شود. مرتب دستمال را با اسپری نم دار می کنیم. بعد کف ظرف مورد نظر را با ماسه تمیز و شسته، ریخته و جوانه ها را به ظرف منتقل می کنیم. روزی ا-2 بار روی سبزه اسپری می زنیم مواظب باشید که آنقدر آب ندهید که اگر ظرف رو کج نگه داریم آب کنار ظرف جمع شود. بعد از چند روز می بینید که کاملاً سبزه شما سبز و بلند می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 19:48  توسط مطالب مفید برای شما  | 

تمام دوستانی که میخوان به سبک وبلاگشون این مطالب در بیاد و نمایش داده بشه .

            

نظر بزارن

             

تا لینک باکسی متناسب با وبلاگشون طراحی کنم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 17:50  توسط مطالب مفید برای شما  | 

وضعيت اينگونه مي باشد: سكوت، جوابهاي سـربـالا،درب قفل شده اتاق خواب، پريشـان خـاطـري، در ايـن شرايط ميخواهيد موي سر خود را بكنيد، رك بگوييـم،   ديگر فكري بنظرتان نميرسد و نمي دانيد چه بكنيد.عذرخواهي از همسر يا نامـزدتان ممكن است مشكل بنظر برسد بخصوص زماني كه بر سر موضوعي با هم چندين بار مخالفت كرده باشيد. ممكن اسـت در خـود توان گفتن "متاسفم" را نبينيد و شايد هم هركاري را كه فكر ميكرديد به او ميفهماند از كرده خود پشـيـمـان هستيد را انجام داده ايد.

در اين قسمت چندين روش جهت عذرخواهي مطرح شده است كه تـوسـط حـل و فصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب به قضيه خاتمه خواهد داد.

1- انتقاد را با گشاده رويي بپذيريد

گوش دادن به حرفهاي همسرتان يك موضوع مهم براي پايان دادن به جر و بحث بشمار ميرود. مجادله هايي كه هر دوي شما تصور ميكنيد، حق با شما است و مشكل مربوط به هر جفتتان مي باشد. اين بـخصوص زماني صدق مي كند كه قبلا" نيز مكررا" بر سر موضوع فعلي بحث كرده باشيد.

وقتي وي از شما انتقاد ميكند، كمربندتان را از رو نبنديد. اينطور نشان دهيد كه حرف او را مي فهميد، همانگونه كه انتظار داريد هنگاميكه شما صحبت مي كنيد، او نيز متـوجه منظورتان شود. باز فكر كنيد، نظر خودتان را بدهيد، ايده او را لحاظ نموده و جلو رويد.

2- آنتراك دهيد

در اوج يك مجادله، فشار خونتان بالا ميرود، تپش قلبتان بيشتر ميشود، و ممكن اسـت چيزهاي بگوييد كه لزوما" از بيان آنها منظوري نداريد. هميشه به "مكاني خـلوت" نـيـاز داريد كه در آن از هم جدا شده، آرام گرفته و افكار خود را جمع نماييد. البته هنـگاميـكه خيلي عصباني هستيد، از ماشينتان به عنوان يكي از آن مكان ها استفاده نكنيد.

سعي نماييد كمي قدم زده و يا بدويد. يا به آشپزخانه رفته كمي از ظـروف نشـسـته را بشوييد. انرژي خود را معطوف فعاليتهاي مفيدتر و سودمند تر كنيــد و در عيـن حـال بـه همسر خود مقداري فرصت دهيد تا با خودش تنها باشد. برگشتن به بـحـث و مـجـادلـه بعد از يك استراحت كوتاه باعث مي شـود در مورد مـوضوع با ديدي باز تر و فكري آزاد تر نگريسته و اميدي بيشتري براي رسيدن به يك نـتـيـجه عـملي و منطقي در شما ايجاد شود.

- گذشته را يادآوري نكنيد

اگر مي خواهيد به نيتي در آينده دست پيدا كنيد، با پيش كشيدن گذشته ها به هيـچ كجـا نخواهيد رسيد. مهم نيست كه او بار آخر فلان چيز را گفته و يا شما چه گفتيد. با هم عهد كنيد كه گذشته ها گذشته.

بچيزي اكنون در حال روي دادن است توجه كنيد. آتش آور معركه شدن راهـي به جـايي نخواهد برد. با فراموش كردن گذشته زود تر به توافق خواهيد رسيد.

4- دست يازي نماييد

اگر به آرامي در مورد موضوعي بحث ميكنيد و همسرتان به يكباره صدايش را بالا برده و از كـوره در رفـت، كـافي است به طرفش رفته و او را نوازش كنيد. دست خود را به آرامي در دستان او قرار دهيد. بگذاريد بفهمد كه اين فقط يك مجادله بي اهميت است و شمـا براي شنيدن صحبتهاي او در كنارش هستيد. بعلاوه نوازش نشان دهنده اين اسـت كـه شما به او اهميت داده و دشمن او نمي باشيد.

توجه: او را بگونه اي جنسي نوازش نكنيد.

5- جوي رسانا جهت ارتباط ايجاد كنيد

در حاليكه او به حالت قهر به اتاق خواب ميرود، چند عدد شمع روشن كـرده، يك نوشابه باز نموده، چند بالش روي زمين انداخته و از همسرتان بخواهيد براي بحث و گفتگـو نزد شما بيايد. او  اتاقي را كه با سوسو زدن شعله هاي لطيف شمع روشـن مـي شـود را محلي مناسب براي تبادل نظر و انديشه يافته و  از حالت تدافعيش كاسته خواهد شد. محيط اطراف تاثير مستقيمي روي احساسات ما دارد. عصبـانـيـت يـك احـساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آميز، هميشه ميتوان آرا كنترل نمود.

6- مشكلترين كلمه را بزبان آوريد

يك عذرخواهي واقعي ميتواند يكي از دشوارترين پيشنهاداتي باشدكه ما ارائه مـيكنيم. برخلاف تصور عموم، همه افراد قادر به زبان آوردن اين كلمه 6 حرفي بوده و تا بحال هيچ كسي بعد از گفتن آن غش نكرده است. مي توانيد پيش از اينكه تسليم شده و بگوييد "متـاسـفـم"، به بحث و جدل ادامه دهيد اما بهتر است با بيان اين كلمه آب را روي آتش ريخته و خيلي سريعتر قائله را ختم دهيد. 

تقصير را نبايد فقط به گردن آقايان انداخت. گاهي اوقات خانها نيز ميـخـواهـند فـقط حرف خودشان را به كرسي بنشانند. اما تا زمانيكه نتوانيد كوتاه آمده و عذرخواهـي نمايـيـد، بخصوص هنگاميكه برايتان دشوار است، نمي توان گفت كه انساني اعتذاري ميباشيد.

 - جمله اي دلپذير به او بگوييد

يك مجادله مـيتـواند بسيار خسته كنده بوده و اثرات احسـاسـي سـوئي را بطور موقتي به همراه داشته باشد. با اينكه بايد روشن و صادق بود، گاهي اوقات ابراز حقيقت باعث بروز صدمه ميگردد. بعد از مجادله و جر و بحثي طولاني، وقت كوتاهي را اختصاص دهيد به اينكه به يكديگر يادآوري كنيد كه آن فقط يك اختلاف نظر معمولي بوده و اگر چه ممكن است برخي از عقايد همسرتان باعث اذيت و آزاد شـما شـود، امـا در عـوض بسياري از محاسـن ديگر وي را مانند خوش مشربي او، عشقش به فرزندانتان يا جديتش، دوست داريد. در اينصورت همسر شما نيز به احتمال زياد دست به مقابله بمثل خواهد زد.

گاهي اوقات فراموش كردن حرفهاي آزار دهـنده كسي كه دوستش داريد مشكل به نـظر ميرسد. اما اگر چيزي قابل تعريف را با آن بياميزيد، روبرو شدن با مسئله بسيار آسان تر خواهد شد.

8- بگوييد كه دوستش داريد

بسيار تاكيد مي كنيم- هميشه، هميشه، هميشه هنگامي كـه مـي خواهيد به حالت آشتي و صلح برگرديد به همسرتان بگويـيـد كـه دوسـتـش داريد. اطـميـنـان دادن ايـنـكـه احساس شما نسبت به همسرتان هيچگاه و تحت هيچ شرايطي تغيير نخواهد كرد، در دست يابي به يك نتيجه صلح آميز و ماندني نقش بسيار با اهميتي خواهد داشت.

 

9- براي عصر برنامه ريزي كنيد

بعد از ايـنـكه در خـانه اوضـاع آرام شـد، براي آزاد شدن فكـرتان از مجادله بـراي انجام يك فعاليت تفريحي آماده شويد. اگـر هـمـسـرتـان قبـلا بـراي رزرو بـليـط سيـنــما و يا گرفتن تاكسي اقدام مي كرد، اين بار شما پيـش دستـي نموده و اين كارها را انجام دهيـد. او تحث تاثير اين اعمال نو ظهور شما قرار خوهد گرفت و اين به شما فرصتي مي دهـد تـا بتوانيد از اين تغيير رفتاري لذت ببريد.

ممكن است زماني توسط همسرتان  "آدمي تنبل و نامرتب" مورد خـطاب قرار گرفـتــه و سريعا" نيز  اين موضوع را فراموش نموده باشيد. اما در مورد زنان وضعيت متفاوت است آنها بسيار سخت مي تـوانـنـد سخني كه برايشان گران تمام شده است را از ذهنشان خارج نمايند. با پيشقدمي در پيشنهاد دادن يك فعاليت تفريحي، بخصوص بـعد از جــر و بحث، نتنها ذهن خود را مشغول موضوعي ديگر ميكنيد، بلكه به همسرتان ميـفـهمانيد كه هنوز هم دوست داريد وقتتان را با او بگذرانيد.

ببخشاييد، اما هميشه فراموش نكنيد

عذرخواهي تنها به ايـن مـعنا نـيست كـه بـگوييد متـاسفيد و آن اتفاق را براي هميشـه فراموش كنيد. در حقيقت، فراموشي باعث مي گـردد كـه مسئـله مـورد نـظـر مسـتـعـد بازگشت و سرايت دوباره به رابطه تان شود. با وقـت گـذاشـتـن بـراي بـحـث و گـفـتـگوي منطقي و آزادانه در مورد مشكلات، در عين حالي كه ميـدانـيد طرف مقابلتان را دوست داريد، خواهيد توانست اختلاف نظرها را تـبـديل به وسـيـله اي بـراي پيـشـرفت و ابـزاري آموزنده گردانيد.

بياد داشته باشيد كه همسرتان بهترين دوسـت شـما اسـت. از خـود بپـرسيد: آيا طـرز رفتار يا صحبت من با يك دوست اينگونه بايد باشد؟ آنگاه درآينده به اختلافات بگونـه اي  ديگر خواهيد نگريست.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 12:26  توسط مطالب مفید برای شما  | 

دانشمندان یک تیم بین المللی با بررسی رودخانه ای در رشته کوه هیمالایا کشف کردند که این رودخانه برخلاف عملکرد رودخانه ها که کوهها را می فرسایند بر ارتفاع کوهها می افزاید. به گزارش مهر، رودخانه ها همیشه منجر به سایش کوهها می شوند اما به تازگی گروهی از محققان بین المللی به سرپرستی "نوح فینه گان" از دانشگاه کورنل آمریکا که نتایج تحقیقات خود را در تازه ترین شماره مجله "انجمن ژئولوژی آمریکا" (Gsa) منتشر کرده اند، در میان رشته کوههای هیمالایا در تبت رودخانه ای با عنوان "یارلونگ تسانگپو" را شناسایی کردند که موجب شکل گیری کوهی با ارتفاع بیش از 7 هزار و 700 متر در این کوهستان شده است.
"یارلونگ تسانگپو" به معنی "تطهیرکننده"، یکی از بزرگترین و تندترین رودخانه های دنیا است و به طور متوسط از ارتفاع 4 هزار متری از سطح دریا جریان می یابد. اختلاف سطح این رودخانه در طول حدود دو هزار کیلومتر بیش از سه هزار متر است و سرعت و نیروی آن به حدی است که می تواند این رودخانه را به دستگاه حفاری پرقدرتی تبدیل کند.
عمق دره های ژرفی که این رودخانه بین صخره ها ایجاد کرده است حتی به عمق 5 کیلومتر هم می رسند و ارتفاع آبشارهای آن بیش از 30 متر است.
به گفته این دانشمندان، در حالی که تقریبا تمام کوههای رشته کوه هیمالایا با سرعت یکسانی در مدت 50 میلیون سال شکل گرفته اند، کوه عظیمی که دو قله آن با نامهای "نامیش براوا" و "گیالا پری" به ارتفاع 7 هزار و 756 و 7 هزار و 150 متر هستند، تنها در مدت دو میلیون سال گذشته و با سرعت بسیار زیادی ایجاد شده اند.
این محققان نشان دادند که علت رشد سریع این کوه در این ارتفاع زیاد، رودخانه یارلونگ تسانگپو است. در حقیقت این رودخانه با عبور از نزدیک این کوه مقدار زیادی از سنگهای سواحل خشکی هند را شسته و با خود به این منطقه آورده، روی هم چیده و به این ترتیب موفق شده است در مدت زمان بسیار کوتاهی این کوه مرتفع را ایجاد کند.   
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 12:24  توسط مطالب مفید برای شما  | 

با وجود آگاهی هایی که مدارس در خصوص مضر بودن مواد مخدر به کودکان ارائه میدهند، والدین می بایست در نظر داشته باشند که مهم ترین نقش را در بازداشتن فرزندان از اعتیاد به مواد مخدر بازی می کنند.

والدین از جمله مهمترین افرادی هستند که فرزندان از روی آنها الگو برداری می نمایند. عقیده آنها در مورد مواد مخدر مستقیماً بر روی فرزندان تاثیر می گذارد. کودکانی که تصمیم می گیرند هیچ گاه در زندگی خود از مشروبات الکلی و یا مواد مخدر دیگر استفاده نکنند، این کار را به دلیل سیستم ارزشی موجود در خانواده انجام می دهند. والدین وظیفه دارند که به فرزندان خود توضیح دهند که چرا یک نوع کار خاصی را انجام می دهند و انتخاب هایی که در حال حاضر در زندگی خود انجام می دهند چگونه میتواند در آینده ی زندگی آنها تاثیر گذار واقع شود.

زمانی که صحبت از مواد مخربی مانند الکل، تنباکو، و سایر مواد مخدر به میان می آید، فرزندان باید به طور قطعی موضع شما را در برابر یک چنین مسائلی بدانند. اگر در برخورد با این مسائل با قطعیت برخورد نکنید، آنها تمایل به استفاده از آن را پیدا می کنند. به آنها بگویید که مصرف الکل، تنباکو و مواد مخدر برای آنها ممنوع است و دلیلش هم این است که شما آنها را دوست می دارید و نمی خواهید که کارهای نادرست انجام دهند. به او بگویید که این قانون را حتی اگر به خانه دوستانش نیز بروند، باید رعایت کنند. آیا او به حرف هایتان گوش خواهد داد؟ به احتمال زیاد این کار را انجام میدهد. تحقیقات حاکی از این امر هستند که هنگامیکه کودک در معرض استفاده از مواد مخدر قرار می گیرد، ابتدا از خود سوال میکند که: "اگر من این کار را انجام دهم، والدینم چه فکری می کنند؟"

همچنین باید برای او عواقب عدم رعایت قوانین را نیز توضیح دهید. به او دقیقاً بگویید که مجازاتش چه چیزی خواهد بود و چگونه انجام خواهد شد.

عواقب موجود باید در راستای میزان شکستن مرزها پیش رود. مجازات های شما باید کاملاً منطقی باشند. به عنوان مثال اگر فرزندتان را در حال سیگار کشیدن دیدید، میتوانید روابط اجتماعی او را برای مدت زمانی در حدود دو هفته محدود کرده و در طول این زمان مقالات و کتاب های متعددی در مورد مضرات سیگار در اختیارش قرار دهید تا برای سلامت خود نیز بیشتر ارزش قائل شود.

بسیاری از والدین هستند که از قبل، قوانینی را تعیین می کنند، اما زمانیکه نوبت به مرحله اجرا می رسد، قدری کوتاهی می کنند. فرزندان باید به خوبی بدانند که وقتی شما قانونی را تعیین می کنید، قدرت اجرای آن را نیز دارید. این امر همچنین آنها را در زمان ارتکاب به عمل نادرست مانند نوعی بازدارنده عمل کرده و اجازه نمی دهد تا کار نادرست را انجام دهند.

در عین حال زمانیکه به قوانین احترام می گذارند، باید تشویقشان کنید و خوشحالی خود را از این امر نشان دهید. به جای اینکه بر روی اشتباهاتشان تمرکز کنید، کارهایی را که به درستی انجام داده اند را بزرگ کرده و به خاطر انجام این امور از آنها قدردانی کنید.

بطور موثر با فرزندان در مورد مواد مخدر صحبت کنید

در دنیای پیچیده و شلوغ امروزی، کمتر اتفاق می افتد که والدین وقت لازم را برای برقراری ارتباط با کودکان خود در زمینه مواد مخدر بدست آورند. باید سعی کنید در برنامه های روزانه خود وقتی را به این موضوع اختصاص دهید که تمام افراد خانواده در کنار هم جمع شده و یکدیگر را ملاقات کنند. سعی کنید این کار را حداقل دو مرتبه در هفته انجام دهید، می توانید در طول این زمان با آنها بازی کنید، آنها را به کتابخانه ببرید، و یا با هم به بستنی فروشی بروید. این کار به شما کمک می کند تا افراد خانواده به یکدیگر نزدیک تر شده و راحت تر بتوانند در مورد مسائل مختلف با هم صحبت کنند.

بد نیست هفته ای یک مرتبه هم که شده جلسات مربوط به خانواده را برگزار کنید. در این جلسات هر کس باید این موقعیت را داشته باشد که آزادانه و بدون وجود هیچ گونه ترس و واهمه ای تمام نظرات و عقاید خود را بازگو کند. یک سری قواعد کلی نیز در یک چنین جلساتی بیان می شود: همه افراد حق سخن گفتن دارند، در حین زمانیکه یک نفر مشغول حرف زدن می باشد دیگران حق ندارند حرف او را قطع کنند، همه باید به حرف های او گوش دهند و تنها انتقاد های سازنده و مثبت پذیرفته خواهند شد. برای اینکه آنها را به این موضوع جذب کنید می توانید قبل از شروع جلسه دور هم پیتزا میل کنید و یا آنها را در حین جلسه به سمت اعمال کننده قوانین برگزینید.

یکی دیگر از روش هایی که با اتکا به آن می توانید فرزند خود را از ابتلا به مواد مخدر بازدارید، استفاده بجا از "لحظات عبرت آمیزی" است که همه روزه شاهد آن هستیم.

1- اگر با فرزندانتان از خیابان رد می شدید و عده ای از نوجوانان را در حال سیگار کشیدن و یا مشروب خوردن دیدید، به او در مورد مضرات و جنبه های منفی سیگار و الکل صحبت کنید.

2- در کنار او به تماشای تلویزیون بنشینید و از او بخواهید که نظرش را در مورد مسائل مختلفی که در تلویزیون تماشا می کند، به شما بگوید.

3- اگر در تلویزیون تبلیغی ضد استفاده از مواد مخدر مشاهده کردید، می توانید از آن به عنوان مقدمه ای برای بازگشایی بحث در مورد مواد مخدر استفاده کنید. از او بخواهید تا نظرش را در مورد آگهی تبلیغاتی با شما در میان بگذارد.

4- کارهایی که به طور روزانه انجام می دهید می تواند تاثیر بسزایی بر روی تغییر روند زندگی کودکان بگذارد.

5- به حرف هایی که می زنند، خوب گوش دهید.

6- زمانی که در حال صحبت کردن با شما هستند به صورتشان نگاه کرده و با آنها ارتباط چشمی برقرار کنید.

7- مطلع باشید که روز خود را چگونه سپری کرده اند، در مدرسه چه اتفاقاتی برایشان افتاده و با دوستانشان به کجا رفته اند.

8- در وقایع مهم زندگی با آنها شریک باشید: به تماشای مسابقات ورزشی، و نمایش های مدرسه ای شان بروید.

9- با آنها بازی کنید.

10- با آنها صحبت کنید.

11- دوستانشان را بشناسید.

12- بدانید که کجا هستند.

13- برای رفتارهایشان توضیح موجه بخواهید.

14- در رعایت انضباط و آموزش آنها کاملاً ثابت قدم باشید.

15- به آنها روحیه داده و تشویقشان کنید.

16- اجازه دهید که خودشان در تصمیم گیری های مهم زندگی شان نقش داشته باشند.

17- از آنها نظر خواهی کنید.

18- به آنها بگویید که برایتان مهم هستند.

19- زمانی که از عهده انجام کاری بر آمدند، از آنها تشکر و قدردانی کنید.

20- در مورد خطرات استفاده از مواد مخرب با آنها صحبت کنید.

اگر در خانواده مورد اعتیاد به مواد یا لکل وجود داشته باشد

اگر در خانواده نمونه هایی از فشار خون بالا یا دیابت وجود داشت، باید به بچه ها هشدار دهید که امکان دارد آنها نیز به این بیماری مبتلا شوند. به همین روش باید آنها را در مورد استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکی هشدار دهید. کودکانی که در خانواده هایی هستند که در آنها از الکل یا سایر مواد مخدر استفاده می شود، بیشتر در معرض ابتلا به اعتیاد قرار دارند. همچنین این امکان وجود دارد که ژن هایی را به ارث ببرند که در برابر استفاده از الکل و مواد مخدر واکنش متفاوتی داشته باشند.

زمانیکه از مثال های زنده موجود در خانواده برای آنها استفاده می کنید تا به آنها نشان دهید که به چه علتی می بایست از مصرف اینگونه مواد پرهیز کنند، باید مراقب بوده و از لغات و عبارات درست استفاده نمایید. اگر استفاده از مواد مخرب در خانواده به وفور یافت می شود، باید او را آگاه کنید که چه چالش هایی ممکن است در آینده زندگی برایش اتفاق بیفتد و بهتر است که از همین حالا از درگیر شدن در شرایط ناسالم پرهیز کنند.

همچنین زمانی که فرزندتان از شما در مورد استفاده شخصی خودتان از الکل و مواد مخدر می پرسد، باید بدانید که چه پاسخی می بایست در مقابل این پرسش به او بدهید.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 12:23  توسط مطالب مفید برای شما  | 

برخی از رفتارهایی که والدین باید در مورد فرزندان خود به آن‌ها توجه ویژه‌ای داشته باشند:

1- به کودک خود برچسب نزنند.

2- او را با کودکان دیگر مقایسه نکنند.

3- بیش از حد توان او از او انتظار نداشته باشند.

4- طبیعت کودک خود را (درون‌گرا و برون‌گرا) ، نفی نکنند.

5- از حمایت بیش ازحد کودک خود بپرهیزند.

6- به جای او تصمیم نگیرند و به جای او مشکلاتش را حل نکنند.

7- از احساس دل‌سوزی، ترحم و مداخله‌ی حمایت‌گرانه پرهیز کنند.

8- از محکوم کردن او در نزد دیگران به ویژه همسالان اجتناب کنند.

9- همه‌ی خواسته‌ها و توقعات فرزند خود را برآورده نکنند.

10- تا حد امکان او را تنبیه بدنی نکنند.

11- از کلمات توهین‌آمیز و سبک پرهیز کنند.

12- حس انتقام و کینه‌توزی را به او القا نکنند.

13- قوانین و مقررات مدرسه را در نزد کودک به تمسخر نگیرند.

14- مشکلات عاطفی کودک را در نزد او بیان نکنند.

15- از پاداش‌هایی که جنبه‌ی رشوه و باج‌خواهی دارد، پرهیز کنند.

16- از آموزش‌های زودرس و یا دیررس، به ویژه در مسائل جنسی، به کودکان پرهیز کنند.

17- از سرکوب نیازهای کودکان خودداری کنند.

18- با همه‌ی فرزندان خود با روش یکسان برخورد نکنند و انتظار یکسان نیز نداشته باشند.

19- در برابر کودک از نزاع و درگیری بین خود و همسرشان خودداری کنند.

20- از یاری کردن دائمی کودک در انجام تکالیف درسی او خودداری کنند.

21- از جهت دادن و برجسته کردن استعدادهای خاص او زودتر از موعد خودداری کنند.

22- سوالات و کنجکاوی‌های مربوط به مسائل جنسی او را سرکوب نکنند.
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 12:22  توسط مطالب مفید برای شما  | 

تعداد زیادی از کارشناسان معتقدند که وجود اعتماد در محیط کار از جمله مهمترین فاکتورها برای ایجاد هماهنگی، همکاری، و کارایی کارکنان به شمار می رود. سازمان هایی که در میان کارکنان آنها اعتماد وجود دارد، نسبت به سازمان هایی که دارای یک چنین خصیصه ای نیستند، به موفقیت های بالاتری دست پیدا می کنند.

از این رو سوالی که اغلب به ذهن بخش مدیریت می رسد این است که: "چگونه میتوانیم در محیط کار اعتماد ایجاد کرده و از تخریب آن جلوگیری نماییم؟" خوب این کار را باید از مقامات ارشد شروع کنیم چرا که این افراد برای سایرین الگو هستند، سپس باید از این نمونه های زنده استفاده کرد و در بخش ها و ادارات مختلف اعتماد را در میان کلیه ی کارکنان گسترش داد.

طبق تحقیقات گسترده ای که به طور فردی بر روی این مسئله انجام داده ام، به این نتیجه رسیدم که 5 راه وجود دارد که مدیران با استفاده از آن می توانند به سرعت اعتماد را در میان کارکنان خود بوجود آورده و در مقابل نیز 5 راه دیگر وجود دارد که میتواند به همان سرعت اعتماد ایجاد شده را از میان بردارد. اجازه دهید که ابتدا بر روی شیوه های ایجاد اعتماد تمرکز کنیم؛

1- محیطی مملو از راستی و درستی ایجاد کرده و آنرا حفظ کنید. این امر زیر بنای ایجاد اعتماد در هر سازمانی می باشد. ابتدا مقامات ارشد باید یک چنین مسئله ای را رعایت کنند و بعد به تدریج به سایر کارکنان نیز سرایت می کند. این امر بدان معناست که در کنار وظایف اداری، افراد باید همواره به وعده های خود عمل کنند، اگر قول به انجام کاری می دهند آنرا عملی کنند و همیشه حقیقت را بگویند حتی اگر گفتنش برایشان خیلی دشوار باشد. اگر کارکنان یک سازمان صداقت داشته باشند، مردم به راحتی آن سازمان را پذیرفته و باور می کنند.

2- در مورد دیدگاهها و ارزش ها با هم صحبت کنید. برقراری ارتباط از اهمیت بالایی برخوردار است و مانند شریان های است که اطلاعات و اعتماد را به بدنه ی سازمان پیوند می دهد. با صحبت در مورد دیدگاه های سازمان، بخش مدیریت میتواند پیش بینی کند که آینده ی شغلی سازمان به کجا کشیده خواهد شد. همچنین با صحبت کردن در مورد ارزش های یک مجموعه متدهای رسیدن به آن ها زیر سازی و برنامه ریزی خواهد شد.

3- به کلیه کارکنان با یک چشم نگاه کنید.  اعتماد زمانی ایجاد می شود که حتی یک تازه وارد، کارمندی که به صورت پاره وقت کار می کند، و یا کارمندی که پایین ترین میزان حقوق را دارد، احساس کنند که کارشان مهم بوده و جزئی از تیم یک سازمان بزرگ هستند. مدیریت نباید از برخود با چنین کارمندانی کناره گیری کند و همواره جلساتی را پیرامون نشست با کلیه ی کارمندان برگزار نماید. رهبران ارشد باید همواره به عقاید و پیشنهادات کلیه کارکنان گوش بدهند و به آنها اعتبار لازم را بدهند تا بتوانند خودشان را نشان دهند. یک رهبر زمانی موفق خواهد بود که نام کلیه ی کارکنانش را بداند، با خانواده های آنها آشنا باشد و با احترام و ارزش با آنها برخورد کند.

4- بر روی اهداف کلی و نه شخصی تمرکز کنید. زمانی که کارمند احساس کند که همه دست به دست هم داده اند تا به هدفی همه جانبه و فراگیر دست پیدا کنند، و هر کسی ساز خودش را نمی زند، به این طریق اعتماد بیشتری ایجاد خواهد شد. این عصاره ی کار گروهی است. زمانیکه کار واقعاً گروهی باشد، افراد شرکت کننده در آن با اعتماد و اطمینان کامل نسبت به هم برخورد خواهند کرد.

5- کار درست را انجام دهید حتی اگر ریسک زیادی در بر داشته باشد. همه ی انسان ها به صورت حسی می توانند تشخیص دهند که چه کاری "درست" است و چه کاری اشتباه. اگر این حس غریزی را دنبال کنیم و عواقب شخصی آنرا در نظر نگیریم، تقریباً می توان گفت که می توانیم احترام دیگران را به خود جلب کنیم. از این احترام، اعتماد بوجود خواهد آمد.

خوب این از 5 نکته ی مثبت، اما نکات منفی کدام است. از چه طریقی اعتماد همکارانمان نسبت به ما سلب خواهد شد؛

1- رفتار و گفتار متناقض. هیچ چیز ذهن افراد را سریع تر از مشاهده ی دو چهرگی مغتشش نمی کند؛ و اگر این مشغولیت ذهنی به دلیل وجود تضاد در رفتار و تمایلات فرد بوجود آید، مطمئناً اعتماد میان دو نفر از میان خواهد رفت.

2- به دنبال اهداف فردی و نه گروهی بودن. کسی که تنها به فکر خودش باشد - به ویژه در یک محیط تیمی- به سرعت احترام دیگران نسبت به خودش را از دست خواهد داد و در نتیجه ی آن اعتماد نیز از میان خواهد رفت.

3- دریغ کردن اطلاعات. زمانی که کانال های ارتباطی بسته شود، شایعاتی به میان می آید که افراد احساس می کنند درست هستند. بعد هم مواردی نظیر حاشا، انکار و تکذیب مطرح می شود که همه و همه بار منفی در بر دارند. در یک چنین شرایطی افراد تمایل پیدا نمی کنند که اطلاعات صحیح را با یکدیگر در میان نگذارند. به موجب این اشتباه اعتماد از میان خواهد رفت.

4- دروغ گفتن یا در میان گذاشتن نیمی از حقیقت. دروغگویی یکی از سریع ترین شیوه هایی است که به واسطه ی آن اعتماد فوراً از بین می رود. ممکن است افراد یک مرتبه و یا دو مرتبه چنین حرف هایی را باور کنند، اما مرتبه ی سوم از خود واکنش نشان می دهند.

5- برخورداری از ذهنیت بسته و محدود. عدم تمایل در به حساب آوردن عقاید و ایده های دیگران و ایجاد کردن این ذهنیت که "فقط حرف های خودم درست هستنند..." به مرور زمان پل ارتباطی را از میان برداشته و اعتماد را مختل خواهد کرد.

زمانیکه حقیقتاً به سازمان های موفق نگاه می کنیم، می بینیم که رهبران این ارگان ها هر 5 تکنیک ارائه شده را رعایت می کنند. رهبران ارتشی موفق همچنین رهبران سیاسی مردمی و یا رهبران قابل احترام صنعتی نظیر را در نظر بگیرید. همه ی این رهبران بزرگ نوعی حس اعتماد را در میان رتبه های بالاتر، هم رده ای های خود، و زیر دستانشان برقرار کرده بودند و به این واسطه موفقیت و بزرگی را از آن خود، واحدهای مرتبط،  هم پیمانان، و شرکت هایشان نمودند.
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 12:21  توسط مطالب مفید برای شما  | 

تعریف موفقیت:

بیشتر دانشمندان و نویسندگان سعی کرده‌اند تعریف جامع و کاملی از موفقیت ارائه دهند تا مورد استفاده همگان قرار گیرد، اما شمار فراوان این تعاریف خود موجب گردیده است که تا به حال توصیف دقیق و مشخصی از این کلمه در دست نباشد و در واقع ندانیم که اصولاً موفقیت چیست و ما دستیابی به چه چیزهایی را موفقیت می‌نامیم.




یکی از دلایل عمده ی تعدد تعاریف موفقیت، برداشت‌های گوناگونی بوده که از این مفهوم شده است. بسا افرادی که به دلیل دستیابی به خواسته‌هایشان، خود را موفق و کامیاب می‌پندارند، امّا این موفقیت‌ از نظر دیگران چندان ارزش و اعتباری ندارد. و یا افرادی هستند که احساس می‌کنند، موفق شده‌اند ولی وقتی واقعاً در آن تفکر می‌کنند، می‌بینند پدیده ی فوق واقعاً، آن موفقیتی که فکر می‌کردند نیست. بنابراین موفقیت امری نسبی بوده و هرگز تعریف واحدی به خود نمی‌پذیرد.

«آرامش و اطمینان، بهترین موفقیت است» آلفرد اوستن

در نظر اکثریت مردم فرد موفق کسی است که به آرزوهای خود رسیده و در درون،احساس رضایت خاطر دارد، که این خود حاصل تلاش و کوشش مداوم در زندگی می‌باشد. البته این را هم باید دانست که هیچکس واقعاً موفق نیست، مگر آنکه خوشبخت باشد و خوشبخت کسی است که کاری مفید و با ارزش انجام دهد.

می‌توان گفت موفقیت به مفهوم برخورداری از بسیاری مواهب است، از جمله: رفاه نسبی در زندگی، کسب احترام، بزرگی و عزّت در محیط کار و در عرصه ی اجتماع، رهایی از نگرانی، سرخوردگی و شکست. موفقیت یا کامیابی هدف زندگی است، هر انسانی خواهان موفقیت بوده و طالب بهترین چیزهایی می‌باشد که از روزگار می‌تواند بدست آورد. نخستین و بهترین ایستگاه آن است که از هم اکنون خود را در شمار افراد منتخبی قرار دهید که می‌خواهند از روزگار کام ستانند.

موفقیت، جریان مداومی است که ضمن آن مشتاق و آرزومند توفیق‌های بیشتری هستیم. و در واقع راه موفقیت همیشه در دست ساختن است.

موفقیت پیش رفتن در مسیر است، نه به نقطه ی پایان رسیدن.

موفقیت واقعی چیست؟

کوشیدن، جستن، یافتن و هرگز تسلیم نشدن راز موفقیت واقعی است؛ که اگر به آن دست یابیم با تمام وجود احساس رضایت خواهیم کرد.

در این سلسله مقالات به هفت اقدام اشاره می کنیم که با انجام آنها به موفقیت واقعی می‌توان دست یافت:

در این مقاله به بحث نیروهای درونی می پردازیم.

1- نیروهای درونی خود را آزاد کنید:

امام علی (ع) می‌فرماید:

آیا می‌پنداری که جسم کوچکی هستی،

در حالی که در درون تو جهان بزرگی نهفته است.

لحظاتی با خود خلوت کنید، در چشمه ی صاف و فراوان اندیشه‌ها، غرق شوید و نیروهای عظیم و حیات‌بخش خود را در نظر آورید!

کاوش‌ها و پژوهش‌های عصر حاضر در مورد انسان حاکی از آن است که برخلاف آنچه تصور می‌کنند، انسان‌ها، کم یا بیش دارای منابع و ذخایر بالقوه و خداداد مشابهی هستند و از این لحاظ تفاوت فاحشی بین آنها وجود ندارد.

عده‌ای این استعداد و ذخایر را در وجود خویش کشف می‌کنند و با بکار بستن آن به نتایج عظیم و شگرفی دست می‌یابند و عد‌ه‌ای دیگر از توانایی‌های بالقوه ی خود استفاده نکرده و آنرا با خود به گور می‌برند. تفاوت انسان‌های موفق جهان با سایر افراد در همین است.

نیروهای آشکار و پنهانی که در درون انسان وجود دارد و متناسب با شرایط محیطی خاص، از طریق نظام عصبی واکنش نشان می‌دهند عبارتند از: شعور و آگاهی، قدرت جسمانی، عشق و علاقه، نبوغ و خلاقیّت، ایمان، پشتکار، خشم، شهوت، کینه، اعتماد به نفس، اراده، شادی و نشاط، غم و اندوه، ضعف و کسالت، اضطراب و نگرانی، حساسیت، کنجکاوی، مهر و محبت و ...

هر یک از این نیروها همانند یک بردار، دارای شدت و جهت معینی هستند که اندازه و جهت آن در افراد مختلف و در حالت‌های گوناگون با یکدیگر تفاوت دارد. این نیروها نیز فعال نیستند و تأثیر چندانی در رفتارها ندارند. فرآیند مجموع این نیروهاست که روحیه و عملکرد انسان را شکل می‌دهد و او را وادار به بازتاب در مقابل عوامل محیطی می‌کند. اگر این نیروها تحت تأثیر محرک‌ها با شرایط ویژه‌ای آزاد و همسو شوند، نیروی عظیمی پدید می‌آید که دارای انرژی خارق‌العاده‌ای است و انسان را بسیار نیرومند می‌کند به طوری که قادر خواهد بود حتی بعضی از کارهای غیرممکن را، ممکن کند. اگر همسو شدن نیروها در جهت مثبت باشد، انرژی بیکران آزاد خواهد شد و انسان را در جهت مثبت به منظور سازندگی حرکت می‌دهد و اگر این نیروها به هر دلیل و تحت هر شرایطی در جهت منفی و مخالف، همسو شوند، آنگاه همین نیروی عظیم در جهت تخریب و نابودی انسان عمل می‌کند. سستی و تنبلی، افسردگی و کسالت روحی، خشم و خشونت، کشتار دسته‌جمعی، قتل عام و بسیاری از رویدادهای دیگر، از همین قبیل است.

«موفقیت همیشه با ذهنیت‌های مثبت ایجاد می‌گردد و زاییده ی آن است.» شاه آبادی

«وین دایر» در تشریح تصویر یک شخصیت سالم می‌نویسد:

«داشتن انرژی سرشار و قابل ملاحظه، از ویژگی‌های شخصیت سالم است. شور زندگی در وجودش موج می‌زند. عشق و اشتیاق، انرژی پر قلیانی را در او متمرکز می‌کند و او را به چنین تکاپو وا می‌دارد. ساعات کمی را به خواب اختصاص می‌دهد و مفهوم بی‌حوصلگی و کسالت را نمی‌فهمد. مجموعه رویدادهای زندگی‌اش، حاصل احساسات، اندیشه‌ها، تلاش‌ها و فرصت‌هاست، حتی اگر در زندان باشد، فکر خود را بطور بدیهی بکار می‌اندازد تا با استفاده از اوقات، از فلج شدن شور و شوقش نسبت به زندگی جلوگیری کند.»

پس نتیجه می‌گیریم که اگر این نیروها به طور سازنده و مثبت با یکدیگر جمع شوند، چگونه به خدمت انسان در می‌آیند.

حال وقت آن است که ابتدا این نیروها را آزاد کرده، سپس در جهت مثبت بکار گیریم. با این کار، نیروی درونی ما بسیار قدرتمند می‌شود و قادر خواهیم بود اختیار زندگی و سرنوشت خویش را در قلمرو ممکن‌ها بدست گیریم.

امام علی (ع) می‌فرماید: درد تو از توست، ولی تو بدان بصیرت نداری و درمان تو نیز در درون توست، لیکن تو بدان آگاهی نداری.

در دیدگاه حضرت علی (ع) انسان تمامی هستی را در درون خویش دارد ولی بدان آگاهی و شعور ندارد. انسان بالقوه قادر است بر اسرار عالم امکان، آگاهی یافته و نسبت به آنها علم حضوری پیدا کند.در مقاله ی بعد به بحث «خود شناسی وتوانائی های خود» و« برنامه ریزی برای آینده» می پردازیم.
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 12:20  توسط مطالب مفید برای شما  | 

يكي از بنيادي ترين نهادهاي اجتماعي نهاد خانواده است. خانواده هسته اصلي حيات اجتماعي است. انسان ها غالباً در درون خانواده ها به دنيا مي آيند و در آنجا جامعه پذير1 خانواده ها يگان هاي كوچكي هستند كه به مثابه سلول ها، بافت ارگانيك حيات اجتماعي را تشكيل مي دهند. جوامع، هر چند بزرگ باشند، در نهايت به واحدهاي كوچكي قابل تحويلند كه خانواده ناميده مي شوند. به همين دليل، از منظر جامعه شناسي، نهاد خانواده در مقايسه با ساير نهادهاي اجتماعي از اهميت فوق العاده برخوردار است. اهميت اين موضوع تا آنجاست كه بخش قابل توجهي از موضوعات جامعه شناختي اختصاص به بحث از خانواده دارد و در درون اين علم گرايشي با عنوان «جامعه شناسي خانواده» به موضوعات مهمي در اين باب مي پردازد.

گستردگي و بنيادي بودن نهاد خانواده، آن را دايم در پيوند و تأثير و تأثر متقابل با ساير نهادها قرار داده است، به گونه اي كه از يك سو تغييرات در نهاد خانواده، بسياري از شبكه هاي روابط انساني را دچار تغيير مي كند و از سوي ديگر، تغييرات به وجود آمده در ساير نهادها و زمينه هاي اجتماعي مي تواند ساخت، الگوها، ارزش ها و هنجارهاي حاكم بر نهاد خانواده را عميقاً متحول نمايد. مطالعه در باب دگرديسي نظام خانوادگي و روابط موجود در آن زماني مي تواند از جامعيت روش شناختي برخوردار باشد كه تمامي متغيرهاي تاثيرگذار بر آن، از جمله ارتباط آن با ساير نهادهاي اجتماعي بررسي شود.

امروزه يكي از چالش هاي بسيار عمده فراروي توسعه جوامع انساني از هم پاشيدن شيرازه و بافت حيات خانوادگي است. بسط حيات صنعتي و صنعتي شدن محيط زيست انساني، نظام تقسيم كاري را به وجود آورده است كه بر اساس آن بيش از پيش تمايز ميان نقش ها و موقعيت هاي متفاوت مرد و زن از بين رفته است و در نتيجه سر درگمي نقشي3بيش از هر نهاد ديگر، دامنگير نهاد خانواده شده است. در گذشته خانواده مهم ترين كانون اجتماعي كردن افراد به شمار مي آمد. اما امروزه به دليل تعارض نقشي و ديگر چالش هايي كه زندگي صنعتي فراروي خانواده نهاده است، نقش خانواده در جامعه پذير كردن افراد، انتقال ذخيره دانش به نسل هاي بعدي و ايجاد پيوند نسلي بسيار كم رنگ و ناچيز شده است.

يكي از چالش هاي مهمي كه به طور بسيار جدي، نهاد خانواده را در عرصه روابط اجتماعي، دچار مشكل نموده، تحول، دگرگوني و تغييراتي است كه در نگرش ها، باورها، هنجارها، آداب و رسوم مربوط به ازدواج و همسرگزيني روي داده است. در پي اين تغييرات در نگرش ها، باورها و ارزش ها در سطح كلان، امروزه ازدواج به مثابه اساسي ترين فرايندي كه به شكل گيري حيات خانوادگي مي انجامد، دچار تغييرات بسياري شده است. از اين رو، پژوهش و تحقيق در عرصه روابط خانوادگي، همانند فرايند ازدواج يكي از كارهاي بنيادين در عرصه شناخت و بررسي تحولات و دگرگوني هاي اجتماعي است. با توجه به همين امر است كه مقاله حاضر يكي از چالش هاي فراروي ازدواج، يعني وساطت در ازدواج را براي بررسي برگزيده است. اين مقاله در پي پاسخ گويي به اين سؤال است: «چگونه تغييرات در سطح كلان اجتماعي، وساطت در ازدواج را دچار تغيير نموده است و اين تغييرات چه چالش هايي را فراروي وساطت در ازدواج قرار داده است؟ و از سوي ديگر، تغييرات در امر وساطت در ازدواج چه تأثيراتي بر ساير روابط موجود در عرصه ازدواج داشته است؟»

مفهوم شناسي وساطت

«وساطت» يكي از متداول ترين مفاهيم حيات اجتماعي است. اين مفهوم نه تنها در عرصه حيات اجتماعي، بلكه در علوم و ديگر قلمروهاي زندگي انساني نيز كاربرد فراواني دارد. از ديرباز يكي از مهم ترين بحث ها در دانش «منطق» بحث از «حد وسط» در كنار صغرا و كبراي قضايا و گزاره هاي استنتاجي بوده است. در فلسفه نيز علت هاي مياني و يا علل متوسطه يكي از مهم ترين دسته بندي در دانش فلسفه بوده كه طبق آن علت ها گاهي بدون واسطه بر معلول هاي خويش تأثيرگذار بوده و گاهي علت ها تأثيرات خويش را از طريق علت هاي واسطه بر معلول ها محقق مي سازند. در حيات اجتماعي نيز وساطت و ميانجي گري در بسياري از امور به ويژه در عرصه ايجاد دشمني و يا آشتي بسيار متداول است. درگيري ها، رويارويي ها، تنش ها و خصومت هاي اجتماعي چه در سطح كلان4 بين قبايل، طوايف و گروه ها و چه در سطح خرد6 ميان دو فرد و يا مجموعه اي از افراد، همواره از طريق وساطت و ميانجي گري به صلح و آشتي مي انجامد.

وساطت در مفهوم لغوي خويش از ريشه وسط است كه در مورد حد فاصل ميان دو چيز اطلاق مي گردد. اگر A و B و C را در يك چينش ترتيبي در نظر بگيريم و  Aرا در مرحله اول،  Bرا در مرحله دوم، C را در مرحله سوم قرار دهيم، حد فاصل ميان  Aو  Cيعني  Bرا وسط مي ناميم. بنابراين، حد وسط عبارت است از حدي كه ميان دو حد (حد قبل از خودش و حد بعد از خودش) قرار مي گيرد. به اين ترتيب، وساطت كه مفهوم مصدري وسط است عبارت است از واقع شدن ميان دو چيز كه گاهي براي وصل كردن و گاهي براي فصل كردن ميان آن دو چيز قرار مي گيرد.

A,B,C

حد فاصل B = C,A

حد وسط = B

وسط و وساطت هر دو واژگاني عربي هستند كه در كاربرد فارسي نيز رايج شده اند. به لحاظ معنايي كاربرد واژه «وسط» در زبان عربي تفاوتي با كاربرد آن در زبان فارسي ندارد. در عربي وسط اين گونه تعريف مي شود: «وسط الشيء: مابين طرفيه»7 و در فارسي نيز «وساطت» به معناي ميانجي گري و شفاعت است و «وسط» چيزي است كه در ميان واقع شود.8

وساطت در ازدواج از ديدگاه ديني
در ديدگاه ديني وساطت بر دوگونه مورد اهتمام قرار گرفته است: اول در ضمن دسته اي از آيات و روايات كه به صورت عام بر ايجاد الفت، آشتي، همدلي و پيوند ميان دين داران و مؤمنان تأكيد دارد. دوم مستقيماً به وسيله رواياتي كه نفس وساطت در ازدواج را مورد توجه و تأكيد قرار داده است.

الف. وساطت به لحاظ ايجاد اخوت و آشتي

بسياري از مناسك و آيين هاي ديني سرشت اجتماعي دارند، به گونه اي كه تنها در قالب رفتار يك دست جمعي است كه تحقق مي يابند. به همين دليل، اديان همواره انسان ها را به اتحاد و يكپارچگي فرا مي خوانند و در تاريخ جوامع نيز پيوسته موجبات همبستگي اجتماعي را فراهم نموده اند.

تحقيقات جامعه شناسي در مورد اديان نشان داده است كه نقش دين در ايجاد همبستگي بسيار اساسي و بنيادين است. برخي از جامعه شناسان دين عقيده دارند كه اديان از طريق انجام مناسك جمعي و احكام اجتماعي باعث تهييج احساس همبستگي در افراد گرديده و بدين طريق همواره بنياد شالوده هاي اجتماعي را استحكام مي بخشند.9

از نظر دوركيم، آنچه كه موجبات همبستگي اجتماعي را فراهم مي سازد اصول و احكام اخلاقي است. اقتدار اخلاقي موجب چيرگي جامعه بر فرد مي گردد. ولي آنچه كه در وراي اقتدار اخلاقي نشسته، دين است. دين پشتوانه نيرومند احكام و ارزش هاي اخلاقي به شمار مي آيد. پس در حقيقت دين است كه باعث مي شود، شيرازه زندگي اجتماعي هر روز محكم تر گرديده و از استحكام بيشتري برخوردار گردد.10

البته اين ديدگاه از منظر انديشمندان اسلامي نيز پذيرفته است. منتها آنچه را كه آنها دين مي نامند، دين به مفهوم عام آن نيست، بلكه مراد سلسله اي از اديان توحيدي است كه سرانجام به اسلام ختم مي شود. شهيد مطهري معتقد است كه اسلام به مثابه يك ايدئولوژي هم حيات اجتماعي انسان ها را جهت مي دهد و هم موجبات وحدت و همبستگي آنان را از طريق ايجاد آرمان مشترك و تعيين ملاك خوبي و بدي در رفتار اجتماعي آنها، فراهم مي سازد.11

به عقيده علّامه طباطبائي، تنها راهي كه اجتماع انساني را از تشتت و تفرقه نجات مي دهد، دين است; چرا كه دين براي رفع و حل اختلاف جوامع بشري آمده و يكي از رسالت هاي اصيل دين ايجاد وحدت و همبستگي اجتماعي است. قوانين و نظام هاي حقوقي ديگر نيز در پي تقليد و الگوبرداري از دين به وجود آمده اند.12

به نظر مي رسد آنچه كه از ديدگاه جامعه شناسان ديني و انديشمندان اسلامي، در مورد نقش دين در ايجاد و حفظ همبستگي اجتماعي، به طور كلي بيان شد در مورد اسلام نيز صادق است. نگاهي به باورداشت ها و مناسك عملي اسلام نشان مي دهد كه اسلام يكي از وحدت بخش ترين اديان جهان است. اين دين همان گونه كه در مباني اعتقادي خويش اصل اعتقاد به توحيد و يگانگي مبدأ آفرينش را به عنوان يك اصل محوري قرار داده است، در عرصه حيات اجتماعي نيز بر روي حفظ وحدت، همبستگي و انسجام نظام اجتماعي تأكيد مي كند. قرآن يكي از اهداف مهم بعثت انبيا را رفع اختلافات بيان مي كند: (كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنذِرِينَ وَ أَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيَما اخْتَلَفُواْ فِيهِ) (بقره: 213); مردم (در آغاز) يك دسته بودند. (و تضادي در ميان آنها وجود نداشت. به تدريج جوامع و طبقات پديد آمد و اختلافات و تضادهايي در ميان آنان پيدا شد و در اين حال) خداوند پيامبران را برانگيخت تا مردم را بشارت و بيم دهند و كتاب آسماني كه به حق دعوت مي كرد، با آنها نازل كرد، تا در ميان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوري كند.

بنابراين، اسلام به مثابه يكي از اديان وحدت بخش همه فرايندها و اموري را كه به استحكام شالوده هاي حيات اجتماعي منتهي شود، مورد تأكيد و توجه قرار داده است. از اين رو، طبيعي است كه اسلام فرايند ازدواج را به مثابه اساسي ترين فرايندي كه بقا و انسجام اجتماعي را نگه مي دارد، مورد تأكيد قرار دهد. اسلام پيوسته از نفاق، دو رويي و آنچه كه موجبات شكنندگي وفاق اجتماعي مي گردد، با نفرت ياد كرده است و در برابر انسان ها را به همدلي، همنوايي و يكپارچگي اجتماعي فرا خوانده است.

عنايت به آنچه بيان شد نشان مي دهد، اسلام وساطت در اموري را كه منجر به وحدت و يكدلي اجتماعي مي شود بسيار مورد تأكيد و اهتمام قرار داده است. بخشي از متون ديني از ايجاد نفاق و چندپارگي ميان مسلمانان و انسان ها نهي نموده و بخشي ديگر انسان ها را به ايجاد آشتي و الفت ميان مؤمنان و ابناء بشر ترغيب و تشويق نموده است. در اينجا براي رعايت اختصار تنها به يك روايت در اين باب اكتفا مي شود: «... و من مشي في صلح بين اثنين صلي الله عليه و ملائكته حتي يرجع و أعطي أجر ليلة القدر و من مشي في قطيعة بين اثنين كان له من الوزر بقدر ما لمن أصلح

بين اثنين من الاجر مكتوب عليه لعنة الله حتي يدخل جهنم فيضاعف له العذاب ...»;13 هر كسي كه براي ايجاد مصالحه و آشتي ميان دو نفر گام بردارد و تا زماني كه در آن راه گام بر مي دارد، درود خداوند متوجه او مي گردد تا آنگاه كه بر مي گردد و پاداشي هم سنگ پاداش شب قدر براي او در نظر گرفته مي شود. و هر كسي كه براي ايجاد جدايي بين دو نفر گام بردارد، به همان اندازه كه براي ايجادكننده صلح و آشتي ثواب در نظر گرفته مي شود، براي او نيز گناه نوشته مي شود; به گونه اي كه لعنت خداوند بر او جاري است تا اينكه وارد جهنم مي شود و به عذاب دوچندان گرفتار مي آيد.

توجه روايت به كاركرد مثبت و منفي وساطت در امور اجتماعي نشان مي دهد كه اسلام نه تنها نقش ها و كاركردهاي ايجابي وساطت را مورد توجه قرار داده، بلكه به كاركردهاي منفي آن نيز عنايت داشته است. بدين سان، آموزه هايي كه ايجاد انقطاع و فاصله در روابط ميان دو نفر يا مجموعه اي از انسان ها را مورد نكوهش قرار مي دهد; بالملازمه بر اهميت و بنيادي بودن همبستگي اجتماعي از نگاه اسلام، تأكيد مي كند.

ب. اهميت وساطت در ازدواج

همان گونه كه اشاره شد، خانواده هسته اي ترين نهاد اجتماعي است. قوام، حيات اجتماعي و تداوم زندگي جمعي انسان ها با بود و نبود خانواده گره خورده است. قوام جامعه به مثابه زندگي گروهي انسان ها در قالب ارزش ها و هنجارهاي مشترك، با شكل گيري نظام خانوادگي پي ريزي مي شود و در ادامه نيز اين نظام خانواده است كه با كارويژه توليدمثل، جمعيت انساني به مثابه اساسي ترين يگان هاي شكل گيري حيات جمعي و گروهي را غرض تداوم و بقاي حيات اجتماعي فراهم مي كند. در اين ميان، وساطت در ازدواج، يكي از اساسي ترين اقسام وساطت در جهت ايجاد همدلي و همبستگي اجتماعي به شمار است. از اين رو، طبيعي است كه اسلام براي ازدواج به مثابه يكي از مهم ترين مجاري شكل گيري حيات اجتماعي اهميت زيادي قايل شود. متون ديني در اين زمينه، كمتر نفس «وساطت در ازدواج» را به صورت مستقيم مورد توجه قرار داده اند، اما در عين حال متوني كه بر اهميت نفس ازدواج و شكل گيري حيات خانوادگي تكيه نموده اند خود به نحو التزامي از اهميت و جايگاه وساطت در ازدواج نيز سخن گفته اند. در اين زمينه، روايات بسياري وجود دارد و شايد همين امر باعث شده كه در متون روايي به نفس وساطت در ازدواج، بجز در موارد معدود، اشاره مستقيم صورت نگيرد.

از نظر آموزه هاي اسلام، ازدواج از اهميت بسيار برخوردار است و آيات و روايات فراواني در باب اهميت و تأكيد به انجام امر ازدواج وارد شده است. در حديث معروفي رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه وآله)كسي را كه از تن دادن به ازدواج سرباز مي زند به مثابه كسي دانسته كه از سنّت پيامبر بيرون شده است.14در جاي ديگر مي فرمايد: فردي كه ازدواج مي كند، دست كم، نصف ايمان خودش را بيمه مي كند.15 و در روايت ديگر آمده است كه حتي دو ثلث ايمان خودش را بيمه مي كند. از اين رو، به لحاظ ديني ازدواج بسيار مورد اهتمام بوده است. از آنجا كه وساطت در ازدواج نه تنها زمينه ساز شكل گيري حيات اجتماعي مي گردد، بلكه موجب همنوايي ميان دو فرد مسلمان و ديندار مي شود، اسلام بر وساطت در ازدواج تكيه و تأكيد فراوان نموده است. امام صادق(عليه السلام) از حضرت رسول اكرم(صلي الله عليه وآله) روايت مي كند: «و مَنْ زَوَّجَ أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ امْرَأَةً يَأْنَسُ بِهَا وَ تَشُدُّ عَضُدَهُ وَ يَسْتَرِيحُ إِلَيْهَا زَوَّجَهُ اللَّهُ مِنَ الْحُورِالْعِينِ وَ آنَسَهُ بِمَنْ أَحَبَّ مِنَ الصِّدِّيقِينَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّهِ وَ إِخْوَانِهِ وَ آنَسَهُمْ بِه...»16

در اين حديث، حضرت مأنوسيت متقابل شخص واسط و ميانجي با صديقين، اهل بيت پيامبر دوستان و برادارن ديني را علاوه بر تزويج با حورالعين در بهشت، به عنوان پيامد و پاداش وساطت و ميانجي گري در امر ازدواج برمي شمارد.

امام علي(عليه السلام) نيز شفاعت فردي را كه زمينه ازدواج دو نفر و شكل گيري خانواده را فراهم مي كند، به مثابه بهترين و برترين شفاعت ها، از سوي اهل بيت مي شمارد: «وَ أَفْضَلِ الشَّفَاعَاتِ مَنْ تَشَفَّعَ بَيْنَ اثْنَيْنِ فِي نِكَاح حَتَّي يَجْمَعَ اللَّهُ شَمْلَهُمَا.»17

بررسي الگوي وساطت در ازدواج

حيات اجتماعي بشر آكنده از تكثر و گوناگوني است. گوناگوني هاي جغرافيايي، نژادي، رنگي، قومي، ديني و فرهنگي زندگي جمعي بشر را لبريز از نمونه ها و الگوهاي متفاوت رفتاري ساخته است. اين تفاوت ها، در مواردي، گاه در حدي است كه يافتن قدر مشترك و عام ميان جوامع بشري مشكل مي نمايد. بنابراين، از آنجا كه جوامع گوناگون از فرهنگ ها و تمدن هاي مختلف برخوردارند، الگوهاي رفتاري در ميان آنان نيز فرق مي كند.

هر جامعه به تناسب ارزش ها، باورها، سنّت ها، آداب و رسوم خويش الگوهاي رفتاري خاصي را به وجود مي آورد. به  همين دليل، الگوي وساطت در ازدواج به عنوان يك رفتار فرهنگي در هر جامعه اي از الگوي خاصي برخوردار است. بنابراين، به جاي الگوي واحد مي توان از الگوهاي متعدد و گوناگون وساطت در ازدواج صحبت نمود. عمده ترين دسته بندي كه در باب الگوهاي وساطت در ازدواج مي توان مطرح كرد تقسيم بندي الگوهاي وساطت در چارچوب جوامع مدرن و سنتي است.

1. وساطت در جوامع سنّتي

جامعه سنّتي جامعه بسته است. بنابراين، اغلب كنش هاي متقابل و تعاملات اجتماعي با تفكيك جنسيت در شبكه اي از روابط بسته صورت مي گيرد. افراد از يك جنس مجاز به ايجاد ارتباط با جنس ديگر به صورت روزمره و يك رفتار متعارف اجتماعي نيستند، بلكه همواره خطوط قرمز و مرزهاي معين از معاملات و رفتارهاي متقابل اجتماعي ميان زن و مرد وجود دارد كه تخطّي و عبور از آنها زيان ها و هزينه هاي زيادي براي هريك از افراد هنجار شكن به دنبال دارد. از سوي ديگر، در الگوي سنتي نظام خانوادگي، خانواده مدل ساده شده اي از ساخت اجتماعي به شمار مي رود كه بر آن روح جمع گرايي شديدي سيطره دارد و همه تصميم هاي خانوادگي بايد مبتني بر مشاوره و اجماع فاميلي گرفته شود. بنابراين، نقش افراد در تصميم گيري ها و به ويژه در امور مهمي همانند امور ناموسي و ايجاد پيوند خويشاوندي به شدت تقليل پيدا مي كند. در جامعه سنتي ازدواج در ابتدا بر اساس معيارهاي روابط جنسي تعريف مي گردد، از اين رو، اقدام براي ازدواج بايد به شيوه بسيار لطيف، توأم با شئونات و آداب اجتماعي صورت گيرد. به همين دليل، خواستگاري مردان از زنان فرايند خاصي را پشت سر مي گذارد و امر ازدواج بعد از پشت سر گذاشتن سلسله متعددي از آداب و رسوم است كه تسهيل و محقق مي شود.

وساطت در جوامع سنتي يكي از رايج ترين شكل همسريابي است; چه اينكه وساطت و اقدام از طريق كانال هاي ميانجي يكي از بهترين شگردهاي رفتاري است كه مي تواند خواستگاري مردان از زنان را تلطيف و قابل پذيرش نمايد. در عين اينكه، عوامل ميانجي در بسياري موارد، تنها مجراي دسترسي به اطلاعات و معلومات موردنظر در مورد خانواده طرف مقابل است.

ويژگي عام وساطت در جامعه سنتي اين است كه غالباً امر وساطت يك كار فردي تلقّي مي گردد و به همين دليل، افراد همواره به صورت فردي، تعريف نشده و سليقه اي اقدام به وساطت مي كنند. به همين خاطر، در الگوي سنتي وساطت، نمي توان از كانون ها و مراكز وساطت يا همسريابي صحبت كرد بلكه بيشتر از افراد واسط و ميانجي سخن به ميان مي آيد. به بيان ديگر، وساطت در جامعه سنتي يك امر رايج، عام و در عين حال، يك امر انفرادي است. افراد، وساطت در ازدواج را يك امر انسان دوستانه تلقّي كرده و بر مبناي همكاري و همنوايي اجتماعي اقدام به وساطت مي كنند. آنها هيچ گاه به وساطت به مثابه يك حرفه و شغل نگاه نمي كنند و هرگز انتظار ندارند كه از طريق ميانجي واقع شدن در ازدواج امرار معاش نمايند. بر همين اساس است كه براي واسطه ها غالباً هيچ دستمزد و يا حق الزحمه اي در نظر گرفته نمي شود و در برابر، در چارچوب يك رسم سنتي از قبيل اهداي هدايا، از تلاش هاي فرد واسط تقدير و سپاسگزاري به عمل مي آيد.

نكته مهم ديگري كه در بسياري از اشكال سنتي وساطت وجود دارد اين است كه افراد واسط در اغلب موارد  بيشتر از سوي خانواده داماد و خواستگار براي انجام وساطت بسيج مي شوند. از اين رو، واسطه ها نيز در بسياري از موارد تنها به نكته هايي توجه و اهتمام ميورزند كه براي خانواده داماد مهم است. همين امر گاهي به يك نكته منفي تبديل مي شود; چه اينكه واسطه ها در برخي موارد به دليل دلبستگي شديدي كه به خانواده داماد ممكن است داشته باشند، تلاش مي كنند كه در صورت مطلوب بودن خانواده دختر به هر شكلي آنها را به انجام ازدواج قانع سازند و در اين زمينه گاهي از فريب، نيرنگ و كلاه گذاري نيز بهره مي برند.

هر چند به لحاظ قلمرو، وساطت در جامعه سنتي به نسبت روستا و شهر فرق مي كند، اما در هر صورت از قلمرو بسيار محدودي برخوردار است; زيرا افراد واسط تنها زماني اقدام به انجام وساطت مي كنند كه شناخت نسبتاً كاملي از دو طرف ازدواج داشته باشند. در روستا، وساطت دامنه گسترده تري را فرا مي گيرد; چه اينكه در روستا آشنايي افراد تنها به خويشاوندان و وابستگان فاميلي محدود نمي شود، بلكه به طور غالب تمامي اهالي روستا، به دليل ارتباطات و تعاملات مداوم، به خوبي از تمامي سكنه روستا شناخت و آگاهي دارند. از اين رو، در روستاها وساطت از حدود خانوادگي و فاميلي فراتر مي رود و اهالي روستا را نيز در بر مي گيرد. در حالي كه در شهر، وساطت سنتي محدوده بسيار كمتري را در بر مي گيرد; چه اينكه در زندگي شهري، روابط و تعاملات در خارج از چارچوب فاميلي و خانوادگي به ندرت صورت مي گيرد و به همين دليل اطلاعات و شناخت افراد در مورد خانواده و ويژگي هاي خانوادگي ديگران بسيار اندك و غير قابل اعتنا است. از اين رو، غالباً وساطت در حد فاميل و وابستگان فاميلي و خويشاوندي محدود مي شود و در كمتر موارد فراتر از اين محدوده صورت مي گيرد.

2. وساطت در جوامع غيرسنّتي

همان گونه كه بيان شد، وساطت در ازدواج بخشي از روابط خويشاوندي و خانوادگي است كه در چارچوب رفتارهاي خانوادگي قابل تحليل و بررسي مي باشد. بنابراين، تغيير در الگوي وساطت در ازدواج همبستگي بسيار نزديكي با تغييرات در ساير بخش هاي خانواده و اجتماع دارد. الگوي سنتي وساطت كاملا متناظر با الگوي سنتي بافت خانوادگي و اجتماعي است كه طبق آن كانون همه نظام خانوادگي والدين و پدر و مادر به شمار مي آيد. الگوي غير سنتي وساطت نيز تابع فرم، قالب و شكل حيات خانوادگي است كه مطابق آن خانواده بسياري از كاركردها و نقش هاي خويش از جمله جامعه پذير كردن افراد را از دست داده است. از اين رو، بديهي است كه وساطت، به مثابه فرايندي كه سر انجام موجبات شكل گيري حيات خانوادگي را فراهم مي سازد نيز دستخوش تغييرات گردد.

يكي از ويژگي هاي عام جوامع غير سنتي باز بودن روابط و تعاملات اجتماعي بر اساس جنسيت است. پيچيده شدن حيات اجتماعي، شهر نشيني، بالا رفتن ميزان سواد و تحصيلات زنان و سرانجام صنعتي شدن زندگي باعث شده است كه بسياري از خطوط قرمز و مرزبندي هاي رفتاري و معاملاتي ميان زنان و مردان، در هم شكسته و از بين رود. امروزه در جوامع توسعه يافته18ميزان سهم گيري زنان در امور و فعاليت هاي بيرون از نهاد خانواده، به شدت در حال افزايش است. مسلماً اين امر زمينه شكل گيري ارتباط چهره به چهره20 را ميان افرادي داراي جنسيت متفاوت و خواهان ازدواج، در بيرون از خانواده تسهيل مي كند. نظام آموزشي پسر ـ دختر21 در دانشگاه ها، وارد شدن زنان در عرصه روابط توليد صنعتي، عدم تفكيك جنسي در احراز بسياري از موقعيت هاي كاري در درون ساخت هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي و سرانجام نگرش جديد نسبت به زنان، جايگاه و موقعيت آنان در سطوح و لايه هاي مختلف حيات اجتماعي، همه و همه بسترهايي اند كه زمينه ارتباط گيري متقابل و شناخت دوسويه ميان افراد از جنس مخالف را فراهم مي كنند. به همين دليل، امروزه نقش تعيين كننده خانواده ها، به ويژه والدين در فرايند ازدواج پسر و دختر در موارد فراواني تا حد يك مشاور تقليل يافته است. در غالب موارد پسران و دختران اند كه در مورد ازدواج تصميم مي گيرند و سرانجام بعد از حصول توافق ميان پسر و دختر، والدين هر كدام در جريان ازدواج قرار مي گيرند. از اين رو، الگوي وساطت، ساز و كار وساطت و ميانگين فراواني وساطت در جوامع مدرن و غير سنتي دستخوش تغييرات بنيادين و زيادي شده است.

هر چند ميانگين فراواني وساطت در جامعه غير سنتي پايين تر از ميانگين فراواني وساطت در جوامع سنتي است، اما در عين حال، وساطت در ازدواج، در جامعه غيرسنتي، از حد يك امر گهگاهي به يك حرفه و پيشه اجتماعي ارتقا يافته است. ارگان ها و سازمان ها به شكل تعريف شده و اداري در عرصه همسريابي و همسرگزيني22 فعاليت مي كنند. از اين رو، وساطت در جوامع صنعتي و غير سنتي غالباً ويژگي جمعي و گروهي دارد و كمتر به صورت انفرادي و فردي انجام مي شود.

به لحاظ قلمرو، وساطت غير سنتي از دامنه گسترده تري برخوردار است. كانون هاي وساطت، طيف وسيعي از افراد و اقشار مختلف اجتماعي آماده ازدواج را شناسايي مي كنند و به اين طريق افراد را در انجام ازدواج ياري و مشاوره مي دهند. از اين رو، وساطت از گستره پيوندهاي فاميلي، خويشاوندي و دوستي فراتر رفته و پهنه به مراتب گسترده تري را در برمي گيرد. در اين ميان نقش ابزارهاي فناوري جديد از قبيل رسانه هاي گروهي، رايانه و ساير فناوري اطلاعات بسيار مهم و اساسي است. از آنجا كه ساز و كار وساطت در جوامع غير سنتي از شيوه ها و اشكال مختلف برخوردار است، بهتر است اشكال و كانون هاي وساطت در جوامع مدرن را بررسي نماييم.

كانون هاي وساطت در جوامع غير سنتي

الف. دانشگاه

يكي از مراكز و كانون هاي مهم همسريابي در جوامع غير سنتي دانشگاه23 است. نظام دانشگاهي در بسياري از كشورها به لحاظ جنسي تفكيك نشده است و دانشجويان دختر و پسر در كنار هم به تحصيلات دانشگاهي خويش ادامه مي دهند. امروزه در جمهوري اسلامي ايران نيز، دانشگاه به يك كانون بسيار مهم ازدواج تبديل شده است. ازدواج هاي دانشگاهي هر روزه در حال گسترش است. پيش بيني مي شود در آينده اين امر به يك الگوي ساختمند، نهادي و پذيرفته شده تبديل شود.

از آنجا كه افراد در دانشگاه از روابط نسبتاً منطقي تري برخوردارند، توافق و اقدام دو طرف براي ازدواج و شكل دهي حيات خانوادگي، با آسيب كمتري مواجه است. آشنايي دراز مدت در دوره تحصيل در هر مقطع تحصيلات دانشگاهي، موجب مي شود دو طرف شناختي نسبي از تمايلات، عواطف و دلبستگي هاي همديگر پيدا نمايند. اين امر كمك مي كند تا نسبتاً با شناخت بهتري اقدام به ازدواج نمايند.

نقش دانشگاه به مثابه يك كانون وساطت در دو قالب بررسي مي شود; قالب رسمي و قالب غير رسمي. در قالب رسمي دانشگاه به مثابه يك نهاد رسماً اقدام به وساطت در ازدواج مي كند. به بيان ديگر، در قالب رسمي، دانشگاه وساطت در ايجاد پيوند خانوادگي ميان دانشجويان را به مثابه يك راهبرد در جهت حل مشكلات دانشجويان، در فهرست كارهاي خويش قرار مي دهد. به اين ترتيب، دانشگاه پيوسته دانشجويان را به ازدواج تشويق كرده و در برابر هر فقره ازدواج دانشجويي تسهيلات خاصي را براي افراد اقدام كننده، هم از ناحيه آموزشي و پژوهشي و هم در خصوص امكانات رفاهي در نظر مي گيرد.

اما در قالب غير رسمي دانشگاه هيچ نقش مستقيمي در ايجاد تسهيلات ازدواج و پيوند زناشويي ميان دانشجويان ندارد. دانشگاه تنها به مثابه يك كانوني مطرح است كه در آنجا افراد با طرف مقابل خويش آشنايي حاصل مي كنند و بر اساس آن به سوي ازدواج كشانيده مي شوند. در بسياري از جوامع، دانشگاه به مثابه يك واسطه غيررسمي در جهت فراهم آوردن مقدمات ازدواج مطرح است.

ب. كانون هاي تجاري

ادواردز و داويد (. Edwards & David H. Demo)24در كتاب ازدواج و خانواده در حال گذار25 چند دسته ازكانون هاي تجاري وساطت و همسريابي را بيان مي كند:

1. جفت يابي رايانه اي:26 در ميان جوامع غربي استفاده از بانك اطلاعات رايانه اي يكي از رايج ترين شيوه هاي وساطت در ازدواج است. بنگاه هاي رايانه اي وساطت، در ابتدا افراد و اعضايي را از اقشار و سطوح مختلف اجتماعي به عضويت مي گيرند و سپس معلومات و اطلاعات مربوط به اين افراد را در يك شبكه رايانه اي منتقل مي كنند كه از طريق آن افراد به صورت خودكار با فهرست كردن تمايلات، خواسته ها، انتظارات و ويژگي هاي مطلوب طرف مقابل، نمودار تمامي افراد واجد شرايط را مشاهده مي كنند. در صورتي كه فرد موردنظر، يكي از آنان را براي ازدواج مناسب تشخيص دهد بنگاه رايانه اي وساطت، اقدام به آشناسازي دو طرف، از

طريق فراهم آوردن زمينه ملاقات27 آنها و ارائه مشاوره هاي لازم در زمينه ازدواج، مي كند. البته گاهي بنگاه رايانه اي خود نيز از طريق مقايسه شرايط و ويژگي هاي دو طرف، براي كساني كه از شرايط و ويژگي مشابهي برخوردارند، پيشنهاد ازدواج مي دهد.

2. مصاحبه ويديويي:28 مصاحبه ويديويي نيز يكي از روش هاي ديگري است كه امروزه براي انجام وساطت در ازدواج مورد استفاده است. در اين روش، در ضمن درج مشخصات و ويژگي هاي لازم، از افراد مصاحبه ويديويي به عمل مي آيد و بدين ترتيب، افراد با در نظرداشت شرايط و ويژگي هاي طرف مقابل از طريق مشاهده كليپ هاي ويديويي مي توانند اقدام به همسر گزيني نمايند. البته امروزه با وارد شدن فناوري رايانه در عرصه وساطت در ازدواج، استفاده از اين روش به تدريج اهميت و جايگاه خود را از دست داده است.

3. دفاتر ازدواج:29 دفاتر ازدواج يكي از كانون هاي ديگري است كه مقدمات ازدواج را از طريق انجام وساطت فراهم مي كند. افراد علاقه مند به ازدواج با مراجعه به دفاتر ازدواج ويژگي هاي خود را در اختيار آنها قرار مي دهند و آنها در صورت پيدا كردن فرد مناسب اقدام به وساطت مي كنند. اين شيوه از وساطت در اغلب موارد تحت نظارت كليسا صورت مي گيرد. بنابراين، يكي از مطمئن ترين راه هاي همسرگزيني به شمار مي رود.

4. باشگاه هاي افراد مجرد و متمايل به ازدواج:30 باشگاه افراد مجرد و يا افراد متمايل به ازدواج عبارت است از كانوني كه در آن افراد مجرد و علاقه مند به ازدواج گردهم آورده مي شوند تا از طريق ارتباط چهره به چهره و ملاقات31حضوري اقدام به ازدواج نمايند. اين كانون ها اغلب به امكانات و تسهيلات بسيار بالا از قبيل استخر شنا، پارك، پيست بازي اسكي و رستوران مجهزند. افراد با وارد شدن در اين كانون در ضمن ارتباط چهره به چهره با طرف مقابل، سليقه، تمايلات و علايق يكديگر را از طريق گردش در بخش هاي مختلف اين كانون به آزمايش مي گذارند.

5. آگهي: درج آگهي32 ازدواج در برخي از مراكز وساطت يكي از شيوه هاي ديگر وساطت در ازدواج است. اين نوع از وساطت تنها در حد درج آگهي مطرح است و بيشتر مقدمات ازدواج توسط خود افراد چيده مي شود. در اين شيوه معمول ترين كانون وساطت، رسانه هاي جمعي، بخصوص رسانه هاي كاغذي و رايانه اي است. افراد با درج آگهي در اين مراكز، شرايط و آمادگي خويش را براي ازدواج اعلام مي كنند. باز كردن صفحه و يا بخشي در روزنامه ها و مجلات تحت عنوان «دوست قلمي»33 به نوعي به وساطت از اين نوع برمي گردد.

6. باشگاه هاي اجتماعي:34 كانون ديگري كه به نام كانون وساطت در ازدواج مطرح است، باشگاه هاي اجتماعي است. باشگاه هاي اجتماعي محلي است كه افراد مجرد و متمايل به ازدواج در آن رفت و آمد دارند. باشگاه تنها زمينه هاي ارتباط گيري آنها را فراهم مي سازد بي آنكه مستقيماً باشگاه در انجام و يا اجراي پيوند ازدواج دخالت نمايد.

7. مجتمع مسكوني مجردان:35 مجتمع مجردان نيز يكي ديگر از كانون هاي وساطت در ازدواج به شمار مي آيد. اين مجتمع ها فعاليتي نظير فعاليت باشگاه هاي اجتماعي دارند با اين تفاوت كه افراد مدتي را در اين مجتمع مسكوني براي يافتن همسر و يا شوهر در آنجا سپري مي كنند.

جمع بندي

وساطت و همسريابي همانند ساير پديده هاي اجتماعي دايم در حال دگرگوني و تغيير است. هر روزه به موازات تنوع و گستردگي حيات اجتماعي انسان ها و تسهيل ارتباطات ميان انساني در سطوح مختلف، شيوه ها و الگوهاي همسريابي جديدتري به وجود مي آيد. الگوهاي قديمي رفته رفته كارآيي و كارآمدي خويش را از دست مي دهند و الگوهاي نوين، مطابق با اقتضائات جديد جايگزين الگوها و مدل هاي قديمي تر مي گردند. مي توان پيش بيني كرد كه در آينده شيوه ها و الگوهاي جديد وساطت و همسرگزيني جايگزين الگوهاي موجود گردند. آنچه كه در اين ميان براي جامعه ديني اهميت دارد توجه به ارزش هاي متعالي ديني در شكل گيري شيوه هاي همسريابي و وساطت در ازدواج است. برخي از شيوه هاي موجود همسرگزيني و وساطت، تنها معطوف به تسهيل ارتباطات و فراهم آوري مقدمات شكل گيري پيوند زناشويي ميان زن و مرد شكل گرفته اند، بي آنكه ابعاد معنوي، اخلاقي، انساني و ديني در آنها ملحوظ شده باشد. اين نكته از نگاه ديني نه تنها به حل مشكل ازدواج كمك نمي كند، بلكه پيامدهاي زيانبار اخلاقي و اجتماعي فراواني ديگري نيز براي جامعه به دنبال دارد. در يك جامعه ديني، الگوهاي رفتاري همواره ملهم از آموزه هاي ديني است. بنابراين، در صورتي كه يك الگوي رفتاري، از قبيل الگوي وساطت در ازدواج و همسريابي، در تعارض با آموزه هاي ديني قرار داشته باشد، نبايد زمينه ظهور و انتشار پيدا نمايد. از سوي ديگر، بايد همواره در تلاش بود تا الگوهاي ملهم از آموزه هاي ديني را با استفاده از امكانات پيشرفته در جوامع مدرن روزآمد ساخت، به نحوي كه بتواند به مثابه الگوهاي بديل و كارآمد در كنار الگوهاي متعارف موجود در جوامع مدرن مطرح باشد. به دليل تغييرات بنيادي در قالب و ساخت حيات اجتماعي، الگوي سنتي، بجز در موارد معدودي ناكارآمد شده و نمي تواند، حوزه هاي متكثر و متنوع حيات اجتماعي را تحت پوشش قرار دهد. از سوي ديگر، نبود ساز و كار وساطت و ميانجي گري مناسب در امر ازدواج مي تواند منجر به پيچيده شدن فرايند پيوند زناشويي ميان افراد خواهان ازدواج گردد و بدين سان، به مثابه يك متغير تقويت كننده، به افزايش مفاسد اجتماعي و تشديد وضعيت رو به وخامت روابط نامشروع و پيوندهاي ناسالم جنسي در سطح جامعه كمك نمايد.

بنابراين، درك اهميت «وساطت در امر ازدواج» و روزآمدسازي الگوهاي آن براي بقاي همبستگي اجتماعي و حفظ نظام خانوادگي بر اساس ارزش ها و هنجارهاي ديني بسيار حياتي و بنيادين است. تا زماني كه ساز و كار مناسب براي شكل گيري پيوند مشروع ميان زن و مرد وجود نداشته باشد، مع الاسف شاهد بروز بسياري روابط نامشروع خواهيم بود; چه اينكه حيات در هم تنيده شده اجتماعي زمينه تعاملات اجتماعي ميان زن و مرد را بيش از حد ساده ساخته و هر روزه حوزه هاي به مراتب گسترده تري در حوزه تعاملات ايشان در حال گسترش است. از اين رو، بسط ساز و كار وساطت و روزآمدسازي الگوهاي آن، در كنار اصلاح باورها، ارزش ها و هنجارهاي غلط در باب ازدواج مؤثرترين راهي است، كه در كنار حفظ و پايايي نهاد خانواده مي تواند در كاهش و جلوگيري از روابط نامشروع جنسي نيز كمك نمايد.

محمّداسلم جوادي

--------------------------------------------------------------------------------

پى نوشت ها
1. Socialization.

2ـ نظريه انداموارگى كه جامعه و بخش هاى آن را همانند موجود زنده مى داند. اين نظريه مفاهيم اساسى خود را از زيست شناسى به عاريه گرفته است. در اين باره مى توانيد به كتاب هايى كه در زمينه نظريه هاى جامعه شناسى نگارش شده مراجعه نماييد.

3. Role Confuse.

4. Macro level.

5. Meso level.

6. Micro level.

7ـ ابن منظور، لسان العرب، ج 7، ص 426 / ابى عبدالرحمن الخليل بن احمد الفراهيدى، العين، تحقيق مهدى المظفرى و ابراهيم السامرائى، قم، دارالحجره، 1405 ق، ج 7، ص 279.

8ـ محمّد معين، فرهنگ معين، چ اول، تهران، معين، 1380، يك جلدى.

9ـ ملكم هميلتون، جامعه شناسى دين، ترجمه محسن ثلاثى، ص 170.

10ـ همان، ص 169ـ180.

11ـ مرتضى مطهرى، مقدمه اى بر جهان بينى اسلامى، چ جديد، قم، انتشارات اسلامى، 1364، ص 41ـ53.

12ـ سيد محمّدحسين طباطبائى، الميزان، بيروت، لبنان، موسسه الاعلمى للمطبوعات، ج 2، ص 132ـ134.

13ـ شيخ صدوق، ثواب الاعمال، قم، دار الرضى للنشر، 1406، ص 288.

14ـ «النكاح من سنتى فمن رغب عنه فقد رغب عن سنتى» (محدّث نورى، مستدرك الوسايل، قم، مؤسسة آل البيت، 1408 ق، ج 14، ص 153.)

15ـ «من تزوَّجَ احرزَ نصف دينه و فى حديث الآخر فليتق اللّه فى النصف الآخر او الباقى» (محمّدبن يعقوب كلينى، اصول كافى، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1365 ش، ج 5، ص 329.

16ـ محدث نورى، پيشين، ج 14، ص 174.

17ـ همان، ج 14، ص 173.

18. Developed Societies.

19. Developing Societies.

20. Face-to-face Communication.

21. Co-education.

22. Coupling.

23. College.

24. PP 13-18.

25. Marriage and Family in transition.

26. Computer matchups.

27. Dating.

28. Video Interviewing.

29. Matrimonial Bureaus.

30. Lonely heart clubs.

31. Meeting.

32. Advertisement.

33. Pen - Friend.

34. Social Clubs.

35. Singles'
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 12:20  توسط مطالب مفید برای شما  | 

هرجا که صحبت از سیستم های جدید مخابراتی، سیستم های تلویزیون کابلی و اینترنت باشد، در مورد فیبر نوری هم چیزهایی میشنوید.
فیبرهای نوری از شیشه شفاف و خالص ساخته میشوند و با ضخامتی به نازکی یک تار موی انسان، میتوانند اطلاعات دیجیتال را در فواصل دور انتقال دهند. از آنها همچنین برای عکسبرداری پزشکی و معاینه های فنی در مهندسی مکانیک استفاده میشود.

یک رشته فیبر نوری

در این مقاله میخوانیم که این فیبرهای نوری چگونه نور را منتقل میکنند و نیز درمورد روش عجیب ساخت آنها !

فیبرنوری چیست؟

فیبرهای نوری رشته های بلند و نازکی از شیشه بسیار خالصند که ضخامتی در حدود قطر موی انسان دارند. آنها در بسته هایی بنام کابلهای نوری کنار هم قرار داده میشوند و برای انتقال سیگنالهای نوری در فواصل دور مورد استفاده قرار میگیرند.
اگر با دقت به یک رشته فیبر نوری نگاه کنید، می بینید که از قسمتهای زیر ساخته شده :

• هسته _ هسته بخش مرکزی فیبر است که از شیشه ساخته شده و نور در این قسمت سیر میکند.

قسمتهای مختلف
یک رشته فیبر نوری

• لایه روکش _ واسطه شفافی که هسته مرکزی فیبر نوری را احاطه میکند وباعث انعکاس نور به داخل هسته میشود.
• روکش محافظ _ روکشی پلاستیکی که فیبر نوری در برابر رطوبت و آسیب دیدن محافظت میکند.

صدها یا هزاران عدد از این رشته های فیبر نوری بصورت بسته ای در کنار هم قرار داده میشوند که به آن کابل نوری گویند. این دسته از رشته های فیبر نوری با یک پوشش خارجی موسوم به ژاکت یا غلاف محافظت میشوند.

فیبرهای نوری دو نوعند :

• فیبرهای نوری تک وجهی _ این نوع از فیبرها هسته های کوچکی دارند ( قطری در حدود inch (۴-) ۱۰x ۵/۳ یا ۹ میکرون ) و میتوانند نور لیزر مادون قرمز ( با طول موج ۱۳۰۰ تا ۱۵۵۰ نانومتر ) را درون خود هدایت کنند.
• فیبرهای نوری چند وجهی _ این نوع از فیبرها هسته های بزرگتری دارند ( قطری در حدود inch (۳-) ۱۰x ۵/۲ یا ۵/۶۲ میکرون ) و نور مادون قرمز گسیل شده از دیودهای نوری موسوم به LEDها را ( با طول موج ۸۵۰ تا ۱۳۰۰ نانومتر ) درون خود هدایت میکنند.

برخی از فیبرهای نوری از پلاستیک ساخته میشوند. این فیبرها هسته بزرگی ( با قطر ۴ صدم inch یا یک میلیمتر ) دارند و نور مریی قرمزی را که از LEDها گسیل میشود ( و طول موجی برابر با ۶۵۰ نانومتر دارد ) هدایت میکنند.
بیایید ببینیم طرز کار فیبر نوری چیست.

یک فیبر نوری چگونه نور را هدایت میکند؟

فرض کنید میخواهید یک باریکه نور را بطور مستقیم و در امتداد یک کریدور بتابانید. نور براحتی در خطوط راست سیر میکند و مشکلی ازین جهت نیست. حال اگر کریدور مستقیم نباشد و در طول خود خمیدگی داشته باشد چگونه نور را به انتهای آن میرسانید؟
برای این منظور میتوانید از یک آینه استفاده کنید که در محل خمیدگی راهرو قرار میگیرد و نور را در جهت مناسب منحرف میکند. اگر راهرو خیلی پیچ در پیچ باشد و خمهای زیادی داشته باشد چه؟ میتوانید دیوارها را با آینه بپوشانید و نور را به دام بیندازید بطوریکه در طول راهرو از یک گوشه به گوشه دیگر بپرد. این دقیقا همان چیزی است که در یک فیبرنوری اتفاق می افتد.
نور در یک کابل فیبرنوری، بر اساس قاعده ای موسوم به بازتابش داخلی، مرتبا بوسیله دیواره آینه پوش لایه ای که هسته را فراگرفته، به این سو و آن سو پرش میکند و در طول هسته پیش میرود.

تصویری از بازتابش کلی نور در یک فیبر نوری

از آنجا که لایه آینه پوش اطراف هسته هیچ نوری را جذب نمیکند، موج نور میتواند فواصل طولانی را طی کند. به هر حال، برخی از سیگنالهای نوری در حین حرکت در طول فیبر، ضعیف میشوند که علت عمده آن وجود برخی ناخالصیها داخل شیشه است. میزان ضعیف شدن سیگنال به درجه خلوص شیشه بکار رفته در داخل فیبر و نیز طول موج نوری که درون فیبر سیر میکند بستگی دارد (بعنوان مثال
۸۵۰ نانومتر = ۶۰ تا ۷۵ درصد در هر یک کیلومتر
۱۳۰۰ نانومتر = ۵۰ تا ۶۰ درصد در هر یک کیلومتر
۱۵۵۰ نانومتر = بیش از ۵۰ درصد در هر یک کیلومتر ).
برخی از فیبرهای نوری هم هستند که سیگنال در داخل آنها خیلی کم تضعیف میشود. (کمتر از ۱۰ درصد در هر یک کیلومتر برای ۱۵۵۰ نانومتر ).

سیستم ارتباط بوسیله فیبرنوری

برای پی بردن به اینکه فیبرهای نوری چگونه در سیستم های ارتباطی مورد استفاده قرار میگیرند، اجازه دهید نگاهی بیاندازیم به فیلم یا سندی که مربوط به جنگ جهانی دوم است. دو کشتی نیروی دریایی را درنظر بگیرید که از کنار یکدیگر عبور میکنند و لازم است باهم ارتباط برقرار کنند درحالی که امکان استفاده از رادیو وجود ندارد و یا دریا طوفانی است. کاپیتان یکی از کشتی ها پیامی را برای یک ملوان که روی عرشه است میفرستد. ملوان آن پیام را به کد مورس ترجمه میکند و از نورافکنی ویژه که یک پنجره کرکره جلو آن است برای ارسال پیام به کشتی مقابل استفاده میکند. ملوانی که در کشتی مقابل است این پیام مورس را میگیرد، ترجمه میکند و به کاپیتان میدهد. (ملوان کشتی دوم عکس عملی را انجام میدهد که ملوان کشتی اول انجام داد.)

حالا فرض کنید این دو کشتی هر یک در گوشه ای از اقیانوسند و هزاران مایل فاصله دارند و در فاصله بین آنها یک سیستم ارتباطی فیبرنوری وجود دارد.

سیستم های ارتباط بوسیله فیبرنوری، شامل این قسمت هاست:

• فرستنده _ سیگنالهای نور را تولید میکند و به رمز در میاورد.
• فیبرنوری _ سیگنالهای نور را تا فواصل دور هدایت میکند.
• تقویت کننده نوری _ ممکن است برای تقویت سیگنالهای نوری لازم باشد. (برای ارسال سیگنال به فواصل خیلی دور)
• گیرنده نوری _ سیگنالهای نور را دریافت و رمزگشایی میکند.

فرستنده

نقش فرستنده شبیه ملوانی است که روی عرشه کشتی فرستنده پیام ایستاده و پیام را ارسال میکند. فرستنده ابزار تولید نور را در فواصل زمانی مناسب خاموش یا روشن میکند.
فرستنده درعمل به فیبر نوری متصل میشود و حتی ممکن است دارای لنزی برای متمرکز کردن نور به داخل فیبر هم باشد. قدرت اشعه لیزر بیش از LEDهاست اما با کم و زیاد شدن دما شدت نورشان تغییر میکند و گرانتر هم هستند. متداول ترین طول موجهایی که استفاده میشود عبارتند از: ۸۵۰ نانومتر، ۱۳۰۰ نانومتر و ۱۵۵۰ نانومتر. (مادون قرمز و طول موجهای نامریی طیف )

تقویت کننده نوری

همانطور که قبلا هم به آن اشاره شد، نور حین عبور از فیبر ضعیف میشود. (مخصوصا در فواصل طولانی بیش از نیم مایل یا حدود یک کیلومتر مثلا در کابلهای زیر دریا) بنابرین یک یا بیش از یک تقویت کننده نوری در طول کابل بسته میشوند تا نور ضعیف شده را تقویت کنند.
یک تقویت کننده نوری دارای فیبرهای نوری با پوشش ویژه ای است. نور ضعیف شده پس از ورود به این تقویت کننده تحت تاثیر این پوشش خاص و نیز نور لیزری که به این پوشش تابیده میشود تقویت میشود. ملکولهای موجود در این پوشش ویژه با تابش لیزر به آنها، سیگنال نوری جدید و قوی تولید میکنند که مشخصات آن مشابه نور ورودی به تقویت کننده است. درواقع تقویت کننده نوری یک آمپلی فایر لیزری برای نور ورودی به آن است. جزییات بیشتر را در سایت www.Photonics.com ببینید.

گیرنده نوری

گیرنده نوری مشابه ملوانی که روی عرشه کشتی گیرنده پیام بود عمل میکند. این گیرنده سیگنالهای نوری ورودی را میگیرد، رمزگشایی میکند و سیگنالهای الکتریکی مناسب را برای ارسال به کامپیوتر، تلویزیون یا تلفن کاربر تولید و به آنها ارسال میکند. این گیرنده برای دریافت و آشکارسازی نور ورودی از فتوسل یا فتودیود استفاده میکند.

چرا فیبر نوری باعث بوجود آمدن انقلابی در ارتباطات شده است؟
فیبر نوری در مقایسه با سیمهای فلزی مرسوم (سیمهای مسی)، دارای این مزایا است:

ارزان تر بودن _ فیبر نوری بطول چندین مایل از سیم مسی با همین طول ارزانتر است. این قیمت مناسب باعث میشود که بتوانید تلویزیون کابلی یا اینترنت را هر جایی در اختیار داشته باشید و در پول شما هم صرفه جویی میشود.
نازکتر بودن _ فیبرنوری با ضخامتی کمتر از ضخامت سیم مسی تولید میشود و این مزیت بزرگی است.
ظرفیت انتقال بالاتر _ از آنجا که فیبرنوری نازکتر از سیمهای مسی است، بنابراین در کابلی با قطر معلوم تعداد فیبرنوری بیشتری جا میگیرد تا سیم مسی. پس این امکان فراهم میشود که از کابلی با قطر مشابه تعداد خطوط تلفن بیشتر یا تعداد کانال های تلویزیونی بیشتری عبور داده شود.
تضعیف کمتر سیگنال _ سیگنال عبوری از فیبرنوری نسبت به سیگنال عبوری از سیم مسی کمتر ضعیف میشود.
سیگنال های نوری _ برخلاف سیگنالهای الکتریکی در سیمهای مسی که با سیگنالهای عبوری از کابلهای نزدیک تداخل میکنند، سیگنالهای نوری در فیبرنوری حتی با سیگنالهای عبوری از فیبری که در همان کابل است هم تداخل نمیکند. بنابراین صدا در مکالمات تلفنی واضح تر منتقل میشود و کانال های تلویزیونی هم بهتر دریافت میشوند.
کم مصرف بودن _ ازانجا که سیگنالها در فیبرنوری کمتر ضعیف میشوند، بنابراین فرستنده های کم مصرف تری نسبت به فرستنده های با ولتاژ بالا در سیمهای مسی نیاز است. این مزیت باز هم باعث صرفه جویی در هزینه ها میشود.
سیگنالهای دیجیتال _ بهترین و اصلی ترین کاربرد فیبر نوری انتقال اطلاعات دیجیتال است که بخصوص برای شبکه های کامپیوتری مفید است.
اشتعال ناپذیری _ چون هیچ الکتریسیته ای از فیبرنوری عبور نمیکند، خطر اشتعال هم وجود ندارد.
سبک بودن _ فیبرنوری درمقایسه با سیم مسی وزن کمتری دارد و فضای کمتری را میگیرد.
انعطاف پذیری _ ازانجا که فیبرهای نوری بسیار انعطاف پذیرند و میتوانند نور را ارسال و دریافت کنند، در بسیاری از دوربین های انعطاف پذیر و تاشو در اهداف زیر کاربرد دارند:

§ عکسبرداری پزشکی _ در bronchoscope ( لوله ای نازک برای عکسبرداری از نایچه ها )،§ در endoscope ( برای تصویربرداری از اعضای توخالی بدن مثل معده و مثانه )،§ و در laparoscope ( ابزاری پزشکی برای بررسی معده و برخی جراحی های کوچک ) کاربرد دارد.
§ تصویربرداری ماشینی _ برای چک کردن جوشهایی که در لوله ها و موتورها بصورت ماشینی اجرا میشود. ( مثلا در هواپیماها،§ راکتها،§ شاتلهای فضایی و ماشینها )
§ لوله کشی _ برای بررسی مجاری فاضلاب

بخاطر وجود این مزایاست که شما فیبرنوری را در بسیاری از صنایع، در ارتباطات برجسته امروزی و شبکه های کامپیوتری میبینید. مثلا اگر از آمریکا به اروپا تلفن بزنید (یا برعکس)، و این ارتباط از طریق یک ماهواره مخابراتی انجام شود، اغلب میشنوید که صدا دچار تکرار و انعکاس میشود. ولی باوجود فیبرنوری ارتباط شما مستقیم و بدون پژواک است.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 3:1  توسط مطالب مفید برای شما  |